شيخ حسين انصاريان

187

تفسير و شرح صحيفه سجاديه (فارسى)

اساس خواسته‌هاى حق گذشت ، همراه با ظهور نبوّت واعلام آنچه در قلب پاكش از تمام واقعيّت‌هاى ظاهرى و باطنى قرار داده شده بود گشت . چنان كه در سورهء مباركهء بقره آمده : آمَنَ الرَّسُولُ بِما انْزِلَ إلَيْهِ » « 1 » پيامبر به آنچه از پروردگارش به او نازل شده ، ايمان آورده . آن حضرت در روز بيست و هفتم رجب ، با كمال يقين و اطمينان و آرامش و امنيّت خاطر ، وحى را پذيرفت و مسئوليّت بيدار كردن جهان خواب زده و در غفلت و جاهليّت فرو رفته را به عهده گرفت . اشتباه برخى موّرخان اين كه ارباب تاريخ و سنن نوشته‌اند : حضرت پس از نزول جبرئيل به خانه برگشت و با ترديد در مسئله كه آيا وحى بود يا چيز ديگر ، خديجهء كبرى را در جريان امر گذاشت و او گفت : مطمئن باش و استوار و ثابت قدم ، سوگند به خدايى كه جان خديجه در دست اوست من اميدوارم كه تو پيغمبر اين امّت باشى ؛ سپس به نزد ورقه رفت و وى را از حادثه آگاه كرد . ورقه به دو گفت : اى خديجه ! او حتماً پيامبر آخر الزمان است و اين معنى را عداس يهودى تأييد كرد تا قلب پيامبر آرامش گرفت ؛ خلاف عقل و وجدان و از آن مهم‌تر مخالف صد در صد با آيات قرآن مجيد است و به نظر من مىرسد كه اين مطالب دست پخت يهوديان آن دوران است كه جنايتشان بر كسى پوشيده نيست و براى من بسيار جاى تعجّب است كه چگونه علماى اهل سنّت و بعضى از ساده لوحان شيعه اين مطلب را كه تهمتى بس بزرگ به قلب عالم امكان و ولايت مطلقهء

--> ( 1 ) - بقره ( 2 ) : 285 .